|
دیــــــــــــــــوار جیــــــــــــــــــــــــــــــغ هر چه می خواهد دل تنگت بگو
|
سلام جقدر هفته ی اول سر کلاس رفتن حال می ده تقریباً تمام استادای این ترممون عالیند من که دوستشون دارم مخصوصاً دکتر عباسی.هر چی ازش بگم کمه!!! تو رشته ی ما استاد جوون خیلی بهتر استادای پیرند!!!!! روز اول امتحانم دو تا درس دو واحدی دارم یکی صبح یکی عصر روز بعدش تو یه ساعت 8 واحد امتحان دارم.چه شود!!!!! برای درس روش تدریس که یکی از چهار واحد مذکور هفته دیگه ارائه دارم!!! خدا بخیر بگذرونه اول ترم و یه کم سرم خلوته نشستم به رمان خوندن.دیروز صبح سفرنامه جانستان کابلستانرضا امیرخانی رو گرفتم و حالا تموم شده!!!!با حداکثر سرعت ممکن!!!! فردا شب عروسی داریم!!!دختر داییم!!!!من و خواهرم و دختر عمه و دختر دائیم که همسن و هم بازی بودیم فقط من موندم(البته اونرزا من 70ی یه جورایی تک بودم بین دو تا 66 و یه 67) و حالا باز هم تک شدم.بقیه دخترا فاملیم خیلی کوچکند ابتدایی و راهنمایی!!آدم افسردگی می گیره خوب!!! شاید بعداً در مورد جانستان کابلستان بنویسم [ چهارشنبه 19 بهمن ماه سال 1390 ] [ 10:26 PM ] [ A ز R ه H ر A اZ ]
سلام. خوبین؟ من که خوبم در واقع شارژ شدم مشهد رفتم شارژ شدم.فرض کن چهار ماه شده بود من نتونسته بودم برم!!!خداییش این مشهدم برکتیه ها!!!!الان هنوز یه هفته نشده دلم تنگیده واسه مشهد عرضم به حضورتون که اینقد زینب اصرار کرد که ما هم گفتیم یه قراری بذاریم دل بچه نشکنه بریم ببینیمش.از قضا یادمون اومد که یه ماه پیش تولدش بوده مجبور شدیم یه روسری بخریم ولی سلیقمو حال کردم خدایی بهش میومد این عکس روسری که برای زینب گرفتم
اینم لینکه وبلاگ زینب :http://www.razebar0n.blogfa.com/ بازم می گم من حرفای ایشون رو همین جا تکذیب می کنم پ.ن:دهه فجر مبارک پ.ن:دیروز بعد دو هفته می خواستم برم تو ایمیلم رمزشو یادم رفته بود پ.ن:حرفایی که در مورد لرا زدم محض شوخی بود یهو کسی بد برداشت نکنه [ یکشنبه 16 بهمن ماه سال 1390 ] [ 7:25 PM ] [ A ز R ه H ر A اZ ]
وقتایی که می رم خونه همراه با مامان بابام فیلما رو دنبال می کنم.درسته که فیلمو توش آب بستند ولی خوب من خیلی دوست دارم.شاید به خاطر مشابه بودن اوضاع خونه ما و اوناست درسته که خود شرایط اصلاً شبیه نیست ولی هم واسه ما هم اونا وقتی بارید از زمین و آسمون بارید.مشکل پشت مشکل هنوز این یکی حل نشده اون میومد و ....... من که به شخصه دلم برا طه می سوزه بیشتر خود فیلم آنگشو دوست دارم با صدای علی لهراسبی و موسیقی هم مرتضی پاشایی چیز توپیه. هنوز عادت به تنهایی ندارم
باید هرجوریه طاقت بیارم
اسیرم بین عشق و بی خیالی
چه دنیای غریبی بی تو دارم
میترسم توی تنهایی بمیرم
کمک کن تا دوباره جون بگیرم
یه وقتایی به من نزدیک تر شو
دارم حس میکنم از دست میرم
نمی ترسی ببینی برای دیدن تو
یه روز از درد دلتنگی بمیرم
تو که باشی کنارم میخوام دنیا نباشه
تو دستای تو آرامش بگیرم
بگو سهم من از تو چی بوده غیر از این تب
کی رو دارم به جز تنهایی امشب میخوام امشب بیفته به پای تو غرورم
نمی تونم ببینم از تو دورم
دارم تاوان دلتنگی مو میدم
کنار تو به آرامش رسیدم
بیا دنیامو زیبا کن دوباره لینک دانلود آهنگ:شیدایی
پ.ن:سه تا امتحان دیگه دارم امیدوارم گند نزنم.دوتاش فرداست!!!!!امتحان دیروزمو بدجور گندزدم امیدوارم فقط نیفتم که اگه بیفتم تمام برنامه ریزیام به باد فنا خواهد رفت. پ.ن:بدجور دلتنگم!!!!
[ سه شنبه 27 دی ماه سال 1390 ] [ 3:56 PM ] [ A ز R ه H ر A اZ ]
۲۱ روزه اپ نکردم حسش نبود هنوزم نیست دوباره رگ دیوونگیم زده بالا نمی خواستم اپ کنم تا بهتر نشدم دلم واسه این وبلاگ سوخت که همش می گم حالم بده واقعاً حالم بده بعضی وقتا ادم می دونه یه تصمیم بده ولی با این وجود سر حرفش می مونه.الانم من تو این موقعیتم از همین الان پیشیمونم ولی خوب ...... بیخیال
این آهنگو دوس دارم با اینکه ازش خاطره بد دارم
کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر
لحظه
لینک دانلود:معین همدم پ.ن:ببخشید اگه دوباره حال بدمو اینجا اوردم [ چهارشنبه 21 دی ماه سال 1390 ] [ 01:54 AM ] [ A ز R ه H ر A اZ ]
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
[ چهارشنبه 30 آذر ماه سال 1390 ] [ 10:43 PM ] [ A ز R ه H ر A اZ ]
اینو برام ایمیل کردند قشنگه گفتم بذارم تو وبلاگ
تخم مرغی رفته بود اینترویو
خواست تا مرغانه ای باشد مفید عکس هم همراه خود آورده بود توی مطبخ از برای شرح حال پشت هم کردند هی از او سوال: - کیستی تو، از کدامین لانه ای؟ - بوده ای قبلاً در آشپزخانه ای؟ - کی ز پشت مرغ افتادی برون؟ - توی ماهیتابه بودی تاکنون؟ - تجربه داری و فرزی در عمل - جای دیگر کار کردی فی المثل؟ - داغ گشتی توی روغن یا کره؟ - حل شدی در شنبلیله یا تره؟ - با نمک فلفل بهم خوردی دقیق؟ - خوب کف کردی شدی کلاً رقیق؟ - پشت و رویت سرخ شد روی اجاق؟ - باد کردی از فشار احتراق؟ تخم مرغ این حرف ها را که شنید روی وحشت زرده اش هم شد سفید! ژوری اینترویو هم بی مجال لحظهای غافل نمیشد از سوال: - گر "رزومه" داری و "سی.وی" بیار - ورنه بیخود آمدی دنبال کار - گر نداری توی کارت سابقه - ردّ ردّی گرچه باشی نابغه گفت لرزان تخم مرغ بینوا نیست قانون شما بر من روا خوب من تازه ز مرغ افتاده ام صفرکیلومترم و آماده ام هرکسی کرده ز یک جائی شروع میکند خورشیدش از یکجا طلوع گر نه در جائی خودم را جا کنم تجربه پس از کجا پیدا کنم؟ گر که مرواری نباشد در صدف پس چگونه تجربه آرد به کف؟ گر که در میدان نرفته کره اسب تجربه را پس چه جوری کرده کسب؟ گفت "شف" با او که: - زر زر کافیه! - بیش از این هم ماندنت علافیه ـ تخم مرغ هم اینقدر پر مدعا - دست به نطقش را ببین بهر خدا! - تجربه اول برو پیدا بکن - بعد فکر پخت و پز با ما بکن تخم مرغ بینوا با قلب خون آمد از آن آشپزخانه برون رفت غمگین، صاف پیش مادرش تا که گرما گیرد از بال و پرش گفت مادرجان مرا هم جوجه کن جزو باند جوجه های کوچه کن مرغ مادر گفت که: - دیر آمدی - پس چرا طفلم به تأخیر آمدی؟ - من به تو گفتم بگیر اینجا قرار - تو خودت عازم شدی دنبال کار - مهلت جوجه شدن شد منقضی - پس چه شد کوکوپزی، نیمروپزی؟ تخم مرغ اشکش درآمد پیش مام ماجرا را گفت از بهرش تمام گفت در نیمروپزی گشتم کنف چونکه از من تجربه میخواست شف سابقه یا تجربه با من نبود آشپزخانه مرا ریجکت نمود موعد جوجه شدن هم که گذشت آه مادر بچه ات بیچاره گشت! من از آنجا مانده، زینجا رانده ام فاتحه بر هستی خود خوانده ام رفت فرصت های عالی از کفم حال دیگر کاملاً بی مصرفم پس در این دنیا به چه چیزی خوشم؟ میروم الان خودم را میکشم! گفت مادر: - طفلکم قدقدقدا - چند مدت صبر کن بهر خدا - صبر کن طفلم بیاید نوبهار - باز پیدا میشود بهر تو کار - گرچه اکنون فرصتت سرآمده - تو نگو دنیا به آخر آمده تخم مرغ آنجا به حال انتظار گماند تا از ره بیاید نوبهار ××× عید نوروز، عید پاک آمد ز راه روی هر میزی بساطی دلبخواه شربت و شیرینی و قند و نبات تخم مرغ رنگ کرده در بساط روی میز خانهی بانو بهار یک سبد مرغانه خوش نقش و نگار تخم مرغ ما نشسته آن میان میفروشد فخر بر اطرافیان از همه خوشرنگ تر، خندان و شاد حرف های مادرش آمد به یاد: - بهر هرکس در جهان قدقدقدا - هست یک جا و مکان قدقدقدا - نیست بی مصرف کسی قدقدقدا - هست امکان ها بسی قدقدقدا - هرکسی باید بیابد جای خود - تا نهد جای مناسب پای خود - پس تو هم توی مدار خویش باش فارغ از مأیوسی و تشویش باش - چون شبیه تخممرغ است این کره - روز و شب گردش کند بی دلهره - خود تو هم هستی عزیزم بیضوی - در مدار خویش گردش کن قوی - زندگی زیباست، زیبایش ببین - هم ز پائین، هم ز بالایش ببین تخم مرغ ما ز پند مادری شادمان لم داد آنجا یکوری گفت گر مطبخ به من میداد کار در کجا بودم کنون ای روزگار؟ گشته بودم جوجه گر روی حساب ای بسا که میشدم جوجه کباب پس چه بهتر که بد آوردم زیاد حال راضی هستم و ممنون و شاد
[ سه شنبه 29 آذر ماه سال 1390 ] [ 12:58 PM ] [ A ز R ه H ر A اZ ]
کلی نوشتم پرید
این روزا ما رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید!!! از دیروز تاحالا که شنیدم یکی از پسرای مواد 88 صنعتی خودکشی کرده ناراحتم واسه اونم دعا کنید!!!
مخد:از لقمان پرسیدند ادب را از که آموختی گفت از بی ادبان مخد=مخاطب خاص دارد
[ یکشنبه 13 آذر ماه سال 1390 ] [ 09:42 AM ] [ A ز R ه H ر A اZ ]
۱.این ماه اصفهان گویا باران و برف و چهارشنبه عقد اخوت بسته اند جایتان خالی صبح تا حالا باران و برف می آید من که شارژ شدم.چند عکس ادامهزی مطلب خواهم گذاشت
2.محرم آمد و یاد حسین!!!!یا اما حسین خودت قسمتم کن کربلات رو ببینم!!!!!
3.امروز 9 آذر تولد یکی از بهترین دوستامه.فاطمه جان تولدت مبارک.فک می کنم این برف هدیه ی خدا بود به تو.این عکسا هم فعلاً هدیه من باشه واسه تو تا بعد!!!
این چند تا عکس هم تقدیم به تو بعد فلشتو بیار واست بذارم
پ.ن:بعضی وقتاا توکار خدا می مونم نمونش امشب اتفاقات قبل نماز جماعت و حرفای حاج آقا که انگار مخاطبش من بودم!!! ادامه مطلب [ چهارشنبه 9 آذر ماه سال 1390 ] [ 6:57 PM ] [ A ز R ه H ر A اZ ]
سلام به همه ی دوستان اصلاً حس آپ کردن ندارم . این روزا منم دعا کنید!! [ دوشنبه 7 آذر ماه سال 1390 ] [ 7:00 PM ] [ A ز R ه H ر A اZ ]
اینو واسم ایمیل کردند دیدم باحاله گفتم واسه شما هم بذارم!!!
شاعر زن میگه : به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید ! برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید ! مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید ! به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید ! وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن ! آفرید برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره، پری ، نسترن آفرید برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید ! برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید شاعر مرد در جواب میگه : به نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسنالخالقین پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیباییام را طبیعی ببین دماغ و فک و گونهام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین ! نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین! مرا ساده و بیریا آفرید / جدا از حسادت و بیخشم و کین زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین من ساده چیدم از آن تک درخت / و دادم به او سیب چون انگبین چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مهجبین تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این که زن از همان بدو پیدایشات / نشسته مداوم تو را در کمین پ.ن:می خواستم یه پست از حال و احوالم بنویسم که افتضاحه گفتم شما و این وبلاگ بدبخت چه گناهی دارین!!!دعا کنین!فعلاْ
[ یکشنبه 22 آبان ماه سال 1390 ] [ 11:17 AM ] [ A ز R ه H ر A اZ ]
|
|